|
آداب و رسوم (اصطلاحات،لغات،مراسم)
آداب و رسوم : شروع به كار قاليبافي با توجه به اينكه ساعت نحس نباشد با پرسش از روحاني محل (با توجه به تقويم نجومي) روي كار انداخته مي شود و با ذكر صلوات و دودكردن سپند (براي رفع چشم زخم و تبرك بودن ) شروع به كار مي كشد.
لغات و اصطلاحات بومي قاليبافي منطقه شامل : 1- كارگاه (دار) 2- شِفت(هاف) 3- گُلِه(كوبي) 4- باهِه (راست روها) 5- تيربالا(سردار) 6- تير پائين (زيردار)7- تَنگ(لولهاي براي سفت كردن چلهها
8- دستوك ،شانه (دفتين) 9- پود باريك يا سه پود( چون بافنده بعد از 3 چين پود نازك تنيدن مي كوبد به سه پود معروف است )10- پود كلفت (پود ضخيم)11- گوشه پيچ (شيرازه) 12- تون (چله) 13- تون كشي( چله كشي) 14- گره بتون (گره جفتي) 15- گره تا (گره غير جفتي كه بر روي يك تار رو و زير گره مي خورد)16- تا بجا : بافتن يك گره روي گره رج قبلي با همان رنگ 17- تا سرتا: بافتن گرهاي به فاصله يك گره نسبت به رج قبلي با همان رنگ
الف)دارقالي وابزار مربوط به آن 1.کارگاه:محلي که فرش در ان بافته ميشود 2.دار:چهارچوبي که فرش دردرون ان بافته ميگردد 3.سردار وزير دار:قطعات چوبي ويا اهني که درقسمت بالا وپايين دار به صورت افقي قرار دارند 4.باهه راستو باهه چپ:دو ستون عمودي که در طرف راست وچپ دار قرار دارند 5.شفت:چوب باريکي است که در موقع پود دادن براي چپ و راست کردن چله ها از ان استفاده ميشود ب)مواد اوليه 1.پرزين:خامه پشم 2.تون يا شت :نخ چله 3.پوت:پود ضخيم 4.سر پوت:پود نازک پ)رنگ ونقشه 1.تخم لاکي=قهوهاي سير 2.آتشي=قرمز روشن 3.لاکي=قرمز 4.گل خار=صورتي 5.کاهي=رنگ کرم ونخودي 6.ماستي =ابي 7.روغي= ابي کمرنگ 8.شتري=قهوهاي 9.ماشي=قهوهاي کمرنگ 10.هلي=شکلاتي 11.پيازي=نارنجي 12.فولادي =ابي کمرنگ 13.کوهه=زنجيره 14.کتيبه= کتيبه 15.کتيبه خرد =کتيبه کوچک 16.کتيبه کلان=کتيبه بزرگ 17.ميو کار=ميان کار متن ت)نقشه خواني تا=گره فارسي بتون=گره جفتي بافي بيرجندي تا به جا=بافتن همان گره چين قبلي سه سه=کره شش نخي چار چار=گره هشت نخي تا سر جلو=بافتن گره پهلوئي تا سر اول=بافتن گره پهلوئي به سمتي که نقشه شروع شده است چين=يک رديف گره زدن درعرض قالي بتو=هرچهار نخ يک بتو است يا به هردو لايه بتو ميگويند مقاط =هر شش هزار بتو يک مقاط است شکرد=مقدار کاري که هر بافنده درمدت معيني انجام ميدهد ث)آواز خواني بافنده هاي قاليضمن کار براي برطرف کردن خستگي اشعاري ميخوانند که ضمنا به انها نشاطي جهت کار بيشتر ميدهد.دو دوبيتي به شرح زير است.
بگيرم دستي پاکي فولاد به هر ضربه کنم يادي زفرهاد
شکارگاهي بسازم رنگ در رنگ همه کوه بيابان تپه يا سنگ
درختاني ببافم پر شکوفه به پايش سبزه زاري از علوفه
به روي هر درخت يک اشيانه براو نشسته مرغان خوش الحان
|